یک گلوله برای ژنرال

کمی شرح حال و کمی هم شرح باحال

بعد که حواست نباشد می‌بینی داری کاری می‌کنی که اصلاً دلت نمی‌خواسته و حرفی می‌زنی که اصلاً نمی‌گفته‌ای و این‌جوری می‌شود که یک‌نفر زندگی‌اش را به‌طور کامل و غافل می‌گذارد کف دست یک‌نفر دیگر و اسمش را هم می‌گذارد... خب حالا نخواهیم بگوییم عاشقی می‌توانیم بگوییم شیفتگی. عاشقی دیگر مسخره شده است نه؟ بله، شما کجا و عشق و عاشقی کجا؟ ای آقا! حرف‌ها می‌زنید.

توجه بفرمایید که از این پس بیشتر می‌نویسم... چون من این‌ یک کار را خوب بلدم.

پ.ن: برای مخاطب خاص: بهتر از من چه کسی‌ست؟ عاشق‌تر از من چه‌‌کسی‌ست؟ واسه‌ی عشق تو دیوونه‌تر از من چه‌کسی‌ست؟


برچسب‌ها: شرح حال
+ نوشته شده در  ۱۳۹۵/۰۲/۲۷ساعت 22:58  توسط نیما نگارستان  |