یک گلوله برای ژنرال

اگر هنوز به خاطر دارید شعر مرگ چی بود

   رمان‌هایی که درباره‌ی نویسنده‌هاست خوش است و نویسنده‌ی پشت پرده‌ی فیلیپ راث هم درباره‌ی یک نویسنده‌ است با اخلاق‌های جالب. هروقت برای سیت‌کام خواستید شخصیت بنویسید حواس‌تان باشد اخلاق‌های خاص خودش را داشته باشد و رمز موفقیت شما در همین است. اصلاً هروقت شخصیت نوشتید فراموش نکنید که اخلاق‌هایش از مادرش هم مهم‌تر است.

   این رمان آقای فیلیپ راث را نرسیدم تا آخر بخوانم یا شاید خوشم نیامد تا آخر بخوانم و خیلی خوشحالم که دوباره می‌توانم تا آخر نخوانم. اما سهیل سمی که مترجمش است خیلی مترجم خوبی است به خاطر انتخاب‌هایی که می‌کند و من دیگر با خیال راحت هروقت سهیل سمی می‌بینم می‌خرم. شما هم هروقت سهیل سمی دیدید بخرید. اگر بکت ترجمه کرده البته نخرید. بکت را نباید بخوانید. باید ببینید. عکس‌هایش را ببینید و مدت‌های مدیدی به‌اش خیره شوید و این‌جوری بیشتر درکش می‌کنید. فیلم‌ها و تئاترهایش را هم ببینید. اما بکت را نخوانید. جیمز جویس را بخوانید. ویلیام فاکنر را نخوانید تا وقتی که خواندن یاد بگیرید. همینگوی را چپ و راست بخوانید تا زده‌تان کند. بوکوفسکی را همیشه بخوانید تا یادتان باشد صداقت یعنی چی. هرکس که صادق باشد حق دارد خوانده شود جز صادق هدایت.

   خب اگر بلاگفا دوباره پکید از همه‌تان خداحافظی می‌کنم و اگر نپکید که دوباره همدیگر را خواهیم خواند.

   پ.ن: وقتی بلاگفا پکید با خودم فکر کردم اگر دیگر هیچ‌وقت درست نشد خیلی خوب است که آخرین مطلبم مطلب خوبی بود. این‌طوری هربار که به صفحه‌ام نگاه می‌کنم مثلاً نمی‌بینم نوشته: پک به سیگار مثل بوسه بر لب‌های یار! و اندیشیدم که هر نوشته باید مثل آخرین حرف، مثل شعر مرگ – اگر هنوز به خاطر دارید شعر مرگ چی بود – مثل یک گلِ پژمرده زیبا باشد و ذره‌ای از نابودی را در خودش بیان کند.

 


برچسب‌ها: شرح حال
+ نوشته شده در  ۱۳۹۴/۰۴/۲۲ساعت 19:38  توسط نیما نگارستان  |